تبليغاتX
من به خاکستر نشینی عادت دیرینه دارم
<< سلام - بانو >>برای وداع
وقت زياد است
ميدانی چند سلام هست که به هم نگفتيم ؟

* << سفر - بانو >>
آنجا به همه بگو
آنکه بال دارد
پاهايش را نبايد بست

* << امروز - بانو >>
اگر << ديروز - بانو >> شوی
خاطره ای بيش نيستی

*<< ماه - بانو >>
باور کن هر هلال ، بدری هم دارد
ميدانی چند ماه است
ماه را نديده ام؟

*<< نسيم - بانو >>
طوفانی نشو
برگی بيش نيستم

*<< آتش - بانو >>
اينجا سرد است
بيا
تا با هم بلرزيم

*<< شعر - بانو >>
همهء آنچه را نگفتی
در پی هم نوشتم
دفتر شعر مرا بخوان

+ نوشته شده توسط مریم در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 16:19 |